نوع مقاله : ترویجی
نویسندگان
1 استادیار، گروه قرآن و مستشرقان، مجتمع آموزش عالی قرآن و حدیث، جامعة المصطفی العالمیه
2 دانشآموخته دکتری تفسیر تطبیقی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم، ایران
چکیده
تفسیر واعظانه از کهنترین گونههای تفسیر است که در سدۀ نخست شکل گرفت و در سدههای پنجم تا نهم رشد چشمگیری یافت و مورد استقبال جامعه قرار گرفت، لکن پس از آن، دوران افول خویش را تجربه کرد تا امروزه، در قالب تفاسیر تربیتی، هدایتی و اجتماعی با تغییر در برخی از شاخصهها، بازتولید شود. ابعاد تفسیر واعظانه در دانش تفسیر همچنان ناشناخته مانده است تا جایی که حتی تعریف کاملی از این شیوۀ تفسیری وجود ندارد و شاخصههای آن نیز بهطور کامل شناسایی نشده است. تفسیر واعظانه، تفسیری همسو با روح قرآن، یعنی هدایت و موعظه است. شواهد و قراین نشان میدهد که رگههایی از آن به عصر نزول بازمیگردد، لکن در شکل مصطلح خود، با تفسیر حسن بصری آغاز شد و با ترجمه - تفسیرِ طبری ادامه یافت تا سرانجام با تفسیر ابوالفتوح رازی، به تفسیر کاملی با نشانههای تفسیری که از آن با تعبیر «واعظانه» یاد میشود، نمودی جدی در جهان تفسیر پیدا کرد. برخلاف تفاسیر اجتهادی - علمی که گرایش نخبگان جامعه را بهسوی خود جلب میکند، تفسیر واعظانه همچون خودِ قرآن، قابل استفادۀ علمی، تربیتی و اخلاقی برای عموم بوده و هست، ولی با تفاسیر تربیتی و هدایتی تفاوتهایی دارد. این گونۀ تفسیری میتواند فاصلۀ میان دانش تفسیر و تودۀ مسلمان را کاهش دهد و به پیوند بیشتر عامۀ مردم با مفاهیم قرآنی منتهی گردد. پژوهش پیشِرو، با استفاده از اطلاعات برآمده از مطالعات کتابخانهای و با روشی توصیفی - تحلیلی به واکاوی تطبیقی ماهیت و جایگاه تفسیر واعظانه در تفاسیر فریقین پرداخته است. نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که اولاً مبانی عرفان عملی متجلی در کردار صوفیان نخستین، در کنار عواملی همچون قوّالی قصاص و فصّالی کرّامیان، باعث پیدایش نخستین تفاسیر واعظانه شده است و رشد و افول آن نیز تأثیری مستقیم بر این گونۀ تفسیری نهاده است. ثانیاً ادبیات تفاسیر واعظانه در هر دو زبان فارسی و تازی، سرشار از بلاغت و بدیع و آمیخته با تمثیل، داستان، حکایت و شعر است که اقناع مخاطب را در پی دارد. بنابراین کارکرد بلاغت ادبیِ تفاسیر واعظانه، نه در تبیین مدالیل آیات، بلکه در افزایش جذابیت متن تفاسیر یادشده بوده است. ثالثاً تفاسیر واعظانه سرشار از روایاتی است که ملاک مفسر در انتخاب آن روایت، تبیین مواعظ نهفته در آنهاست، هرچند آمیخته با جعلیات و اسرائیلیات باشد. سهم تفاسیر واعظانۀ شیعه در استفاده از جعلیات و اسرائیلیات کمتر از نمونههای مشابه در جهان تسنن است.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
A Comparative Study of Preachy Tafsīr: Nature and Significance in Shīʾa and Sunnī Exegeses
نویسندگان [English]
- Baqir Riyahi Mehr 1
- Sayyid Muhammad Hosseini Pur 2
1 Assistant Professor, Department of Qurʾān and Oriental Studies, Higher Education Complex of Qurʾān and Ḥadīth, Al-Mustafa International University, Qom, Iran
2 PhD Graduate, Department of Comparative Exegesis, University of Sciences and Islamic Studies of the Holy Qurʾān, Qom, Iran
چکیده [English]
The preachy exegesis (Arabic: تَفْسیر, Romanized: tafsīr; English: explanation) is one of the oldest forms of exegesis, originating in the first century. It experienced significant growth from the fifth to the ninth centuries and was widely embraced by society during that time. However, after this period, oratorical exegesis began to decline. Today, it is often reproduced in the form of educational, guidance, and social exegeses, albeit with modifications to some of its original characteristics. The dimensions of preachy exegesis in the knowledge of exegesis remain unknown, to the extent that there is not even a complete definition of this method of exegesis and its characteristics have not been fully identified. The preachy exegesis is an exegesis that is in line with the spirit of the Qurʾān, i.e., guidance and preaching. Evidence suggests that elements of it trace back to the era of revelation (Arabic: اَلْنُّزول, Romanized: al-nuzūl). However, in its established form, it began with the Tafsīr of al-Ḥasan al-Baṣrī and continued with the translation of Tafsīr al-Ṭabarī. Finally, with the Tafsīr of Abū al-Futūḥ al-Rāzī, it developed into a comprehensive tafsīr characterized by features described as “preachy,” gaining significant prominence in the world of exegesis. Unlike exegetical-scientific exegeses that attract the elite of society, preachy exegeses, much like the Qurʾān itself, have been and continue to be suitable for scientific, educational, and moral use by the general public. However, they differ from educational and guiding exegeses in several ways. This type of tafsīr can reduce the distance between the knowledge of exegesis and the Muslim masses and lead to a greater connection between the general public and the Qurʾānic concepts. The forthcoming research, utilizing information derived from library studies and employing a descriptive-analytical method, aims to conduct a comparative analysis of the nature and position of preachy tafsīr within the exegeses of both Shīʾa and Sunnī. The results indicate that initially, the foundations of practical mysticism manifested in the actions of the early Ṣūfīy, along with factors such as Qawwālī Qiṣāṣ and Faṣṣālī Karāmiyān, have led to the emergence of the first preachy tafāsīr (plural form for tafsīr), and its growth and decline have had a direct impact on this type of tafsīr. Furthermore, the literature of preachy interpretations in both Persian and Arabic is rich in eloquence and novelty, intertwined with parables, stories, anecdotes, and poetry, all of which serve to convince the audience. Lastly, the preachy exegeses are full of aḥādīth (Arabic: أحادیث, singular: ḥadīth, traditions and narrations) in which the mufassir’s criterion (the writer of a commentary on the Qurʾān) in choosing that ḥadīth is the explanation of the sermons hidden in them, even if it is mixed with forgeries and Isrāʾīlīyyāt (in Arabic: إسرائیلیات “Israelisms”). The contribution of Shīʾa preachy (sermonic) exegesis in the use of fabrications and Isrāʾīlīyyāt is less than in similar examples in the Sunnī world.
کلیدواژهها [English]
- Preachy exegesis
- Paradigmatic relations
- Syntagmatic relations
- semantic field
- Sermon
- قرآن کریم
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن. بیتا. الذریعة إلی تصانیف الشیعه. بیروت: دار الأضواء.
- ابنفارس، احمد. (1404ق). معجم مقاییس اللغه. قم: مکتب الإعلام الإسلامی.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم. (1405ق). لسان العرب. قم: نشر أدب الحوزة.
- احمدی، بابک. (1388ش). از نشانههای تصویری تا متن. تهران: مرکز نشر.
- اسعدی، علی. (1393ش). مدل تفسیری تربیتی (استاد راهنما: محمدکاظم شاکر، رسالۀ دکتری). قم: دانشگاه قم.
- ایزوتسو، توشیهیکو. (1374ش). خدا و انسان در قرآن، (ترجمۀ احمد آرام). تهران: فرهنگ.
- بابایی، علیاکبر. (1390ش). مکاتب تفسیری. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- بابایی، علیاکبر. (1395ش). قواعد تفسیر قرآن. قم: سمت.
- پاکتچی، احمد. (1389ش). تاریخ تفسیر قرآن کریم. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع).
- جرجانی، علی بن محمد. (1403ق). کتاب التعریفات. بیروت: دار الکتب العلمیه.
- جوهری، اسماعیل بن حماد. (1407ق). الصحاح. بیروت: دار العلم للملایین.
- حقی، اسماعیل بن مصطفی. (1413ق). روح البیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار الفکر.
- دهخدا، علیاکبر. (1377ش). لغتنامه. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
- ذهبی، محمدحسین. (1396ق). التفسیر والمفسرون. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
- راغب، حسین بن محمد. (1416ق). مفردات ألفاظ القرآن. دمشق - بیروت: دار القلم - الدار الشامیه.
- رشید رضا، محمد. (1373ق). تفسیر المنار. قاهره: دار المنار.
- رومی، فهد بن عبدالرحمن. (1406ق). اتجاهات التفسیر. بیروت: مؤسسة الرسالة.
- زبیدی، محمد مرتضی حسینی. (1394ق). تاج العروس. بیروت: دار الهدایه.
- سوسور، فردینان دو. (1380ش). مبانی ساختگرایی در زبانشناسی، (ترجمۀ کورش صفوی). تهران: حوزۀ هنری.
- شاکر، محمدکاظم. (1382ش). مبانی و روشهای تفسیری. قم: مرکز جهانی علوم اسلامی.
- شاهرودی، عبدالوهاب. (1399ش). سیر تحول فهم متن. تهران: خاموش.
- شریف، محمد ابراهیم. (1402ق). اتجاهات التجدید فی تفسیر القرآن الکریم فی مصر، قاهره: دار التراث.
- شریفی، محمد؛ حسینزاده، اکرم. (1394ش). معرفی و سیر تطور تفاسیر واعظانۀ شیعه. شیعهپژوهی، 2(5)، 109-136.
- طباطبایی، سید محمدحسین. (1390ق). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
- عبدالقادر، محمد صالح. (1424ق). التفسیر والمفسرون فی عصر الحدیث. بیروت: دار المعرفه.
- عمید زنجانی، عباسعلی. (1378ش). مبانی و روشهای تفسیر قرآن. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- فراهیدی، خلیل بن احمد. (1410ق). العین. قم: دار الهجرة.
- قطب، سید. (1412ق). فی ظلال القرآن. قاهره: دار الشروق.
- کلبی، محمد بن احمد. (1423ق). التسهیل لعلوم التنزیل. بیروت: دار المکتبة العصریه.
- معرفت، محمدهادی. (1379ش). تفسیر و مفسران، (مترجم: گروه مترجمان). قم: انتشارات تمهید.
- مکارم شیرازی، ناصر و همکاران. (1375ش). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
- مولوی، جلال الدین محمد بلخی. (1355ش). کلیات شمس (دیوان کبیر)، (تصحیح و حواشی بدیعالزمان فروزانفر). تهران: امیرکبیر.