<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آموزه‌های قرآنی</title>
    <link>https://qd.razavi.ac.ir/</link>
    <description>آموزه‌های قرآنی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تفسیر تطبیقی و تقریبی؛ از تمایز تا تعامل</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2012.html</link>
      <description>تفسیر تطبیقی و تقریبی به‌رغم این‌که از جهت کاربردی، سابقه‌ای دیرین در تفاسیر متقدمان دارند و در زمان معاصر نیز به آن دو اهتمام ویژه شده، اما از جهت نظری و مبانی، کمتر به آن‌ها پرداخته ‌شده است. همچنین با توجه به این‌که تطبیقْ به تفاوت آرای تفسیری، و تقریبْ به شباهت آرای تفسیری نظر دارد، بررسی و مقایسۀ علمی و دقیق این دو تفسیر، امری لازم است تا بتوان به این سؤال پاسخ داد که آیا همراهی این دو تفسیر در کنار هم امکان دارد یا خیر؟ نتایج این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده، گویای این است که در دو صورت، همراهی تفسیر تطبیقی با تقریبی امکان ندارد: یکی در حالتی که رویکرد تفسیر تطبیقی، جدلی یا مذهبی باشد، و دیگر این‌که مفسر، رویکرد تقریبیِ افراطی داشته باشد که در این صورت، در برابر آیاتی که دارای اختلاف آرای مذاهب است سکوت می‌کند. اما اگر تفسیر تطبیقی با رویکرد تقریبیِ متعادل و صحیح به بررسی و نقد آرا و نظرات مفسران بپردازد، همدیگر را هم‌پوشانی و یاری می‌کنند تا به اهداف تعریف‌شدۀ خود، بدون آسیب‌زایی برسند. با توجه به این‌که در دو صورتِ عدم امکان، ثمرۀ تفسیر خارج از اهداف آن‌هاست و منجر به شدت گرفتن اختلافات‌ می‌شود، تنها راه برای رسیدن به یک تفسیر تطبیقی و یک تفسیر تقریبی اثرگذار، بهره‌گیریِ هر دوی آن‌ها در کنار هم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاویِ ابعاد مواجهه معرفت‌شناختیِ مفسران در چگونگی تعامل با پیش فرض متنِ شبکه‌ای قرآن</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2130.html</link>
      <description>میان آورده‌هایِ مفسران با ساختارِ متنیِ قرآن کریم، پیوندی دوسویه، بلکه متکامل وجود دارد. بدان معنا که نوعِ تلقیِ معرفت‌شناختیِ مفسر در مواجهه با متن قرآنی، نقشِ تعیین‌کننده‌ای را در چگونگیِ تعاملِ وی در آوردگاه تفسیری ایفا می‌کند. اصولاً جریان فهمِ قرآن، در پهنای تاریخ را می‌توان از رهگذر دو مسیرِ &amp;amp;laquo;خطی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;غیرخطی&amp;amp;raquo; نیز، بازجُست. در&amp;amp;laquo;فهم خطی&amp;amp;raquo;، امکان پیوندهایِ لفظی، معنایی و دلالی با سایر اجزای متن، به صورتِ ترتیبی و متوالی است؛ اما در&amp;amp;laquo;فهم غیرخطی_شبکه‌ای&amp;amp;raquo;، مفسر ضمن توجه به گستره &amp;amp;laquo;فهم‌خطی&amp;amp;raquo;، با شبکه‌ای از روابط پیچیده درون متنیِ قرآن نیز، مواجه است که هر یک به نحوِ گوناگونی با دیگری در ارتباط‌ند. این مقاله، در مقام یافتنِ داده‌ها و گردآوریِ گزاره‌ها، بر پایه مراجعه به منابعِ کتابخانه‌ای، و در مقام تجزیه، دسته‌بندیِ داده‌هایِ کیفی، پردازش و نتیجه‌گیری، آمیزه‌ای از رویکرد تحلیلی_تفسیری بهره بوده است. لذا، این مواجهه معرفت شناختیِ مفسر با متن شبکه‌ای قرآن را می‌توان یک نوع حالتِ انعطافی، ارتباطی و رفت و برگشتی دانست که در تمامی سطوح گوناگون اجزای درون‌متنی شامل: &amp;amp;laquo;واژه‌ای و بینا واژه‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ترکیبی و بینا ترکیبی&amp;amp;raquo;،&amp;amp;laquo;جمله‌ای و بینا جمله‌ای(آیه‌ای و بینا آیه‌ای)، &amp;amp;laquo;موضوعی و بینا موضوعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سیاقی و بینا سیاقی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;درون سوره‌ای و بینا سوره‌ای&amp;amp;raquo; امکان تحقق دارد. بر‌این پایه، &amp;amp;laquo;فهم شبکه‌ای&amp;amp;raquo;، نه‌تنها &amp;amp;laquo;فهم خطی&amp;amp;raquo; را وا نمی‌گذارد، بلکه در ضمن اعتنای به آن، افق نگاه به &amp;amp;laquo;متن&amp;amp;raquo;، سطحِ انتظار و برداشت‌های مفسر در رابطه با &amp;amp;laquo;مقصود ماتن&amp;amp;raquo; را روشمند ساخته و آن را توسعه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روش‌های جنگ شناختی و راهکارهای مقابله با آن در بستر سورۀ احزاب</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2124.html</link>
      <description>جنگ به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر در زندگی اجتماعی بشر در قرون و اعصار مختلف از شکلی به شکل دیگر توسعه و تکامل یافته است. امروز در جهان معاصر با جنگ شناختی و ادراکی از سوی جبهۀ باطل روبه‌روییم. جنگ شناختی بسیار پیچیده‌تر و خطرناک‌تر از انواع پیشین خودش است، که در آن به باورها و نگرش افراد هجوم می‌شود. جنگ‌ شناختی‌ به‌ معنای هدف‌ قرار دادن‌ قوۀ‌ شناخت‌ عموم‌ مـردم‌ و نخبگان‌ جامعۀ‌ هدف‌ با تغییر هنجارها، ارزش‌هـا، باورهـا، نگرش‌هـا و رفتارهـا از طریـق‌ مـدیریت‌ ادراک‌ و برداشت‌ است. جنگ‌های مشرکان و کفار با رسول خدا در صدر اسلام یکی از بسترهای جنگ شناختی در کنار جنگ سخت می‌باشد. نوشتار پیشِ رو با تحلیل مهم‌ترین روش‌ها و راهبردهای جنگ شناختی دشمن در بستر سورۀ احزاب نشان می‌دهد: هراس‌افکنی و نا‌امیدسازی، مسئولیت‌گریزی و راحت‌طلبی در جامعه، شایعه‌پراکنی، ایجاد خط تردید، اضطراب در اندیشه به هدف قطبی‌سازی و اختلاف‌افکنی و ایجاد تشکیک در حقانیت نظام دینی، روش‌های دشمن در جنگ شناختی هستند. مهم‌ترین راهبردهای مقابله با جنگ شناختی دشمن، تقویت قوای شناختی امت اسلامی همچون تبیین چهرۀ باطل، ولایت‌پذیری، استقامت و تاب‌آوری، امیدآفرینی، هوشیاری و اتحاد و هم‌بستگی جامعۀ اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تحلیلی - انتقادی دیدگاه‌های مفسران فریقین درباره کید و استدراج خدا با رویکرد تفسیر کلامی</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2137.html</link>
      <description>صفات خبری الهی در قرآن، به‌دلیل کاربرد واژگان انسانی، همواره محل چالش در تفسیر و تحلیل صفات الهی بوده‌اند؛ چالشی که از بیم نسبت‌دادن افعال قبیح به خداوند یا افتادن در دام انسان‌وارگی ناشی می‌شود. این پژوهش به‌طور خاص به تحلیل افعال &amp;amp;laquo;کید&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;استدراج&amp;amp;raquo; و بررسی امکان انتساب آن‌ها به خداوند پرداخته و با رویکردی تحلیلی&amp;amp;ndash;انتقادی، دیدگاه‌های تفسیری ۱۵ مفسر برجسته از مذاهب مختلف اسلامی را ارزیابی کرده است. در این مسیر، ابتدا تحلیل لغوی و قرآنی دو مفهوم مذکور ارائه شده، سپس آرای تفسیری در قالب هفت دیدگاه دسته‌بندی و بر پایه پنج شاخص معناشناختی، کلامی، و تفسیری مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که نسبت کید و استدراج به خداوند، بر دو مبنای مکمل قابل دفاع است: نخست آن‌که این افعال به‌لحاظ لغوی، فاقد قبح ذاتی‌اند؛ و دوم آن‌که حتی در فرض وجود معنای منفی، این افعال در سیاق قرآنی افعالی واقعی، واکنشی و عادلانه‌اند که در چارچوب سنت‌های جزا و هدایت الهی تحقق می‌یابند. از این‌رو، دیدگاه‌هایی که این افعال را تدابیر حقیقی، حکیمانه و سازگار با نظام ربوبی می‌دانند، با ظاهر آیات، اصول توحیدی و مبانی عقلی هماهنگ‌ترند؛ در حالی‌که دیدگاه‌هایی مبتنی بر تأویل لفظی، مشاکله، مجاز یا مبانی جبرگرایانه، فاقد انسجام مفهومی و کلامی لازم‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناختی عوامل و موانع تحقق ایمان توحیدی در قرآن کریم</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2133.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی جامعه‌شناختی عوامل و موانع تحقق ایمان توحیدی در قرآن کریم است. ایمان به توحید به‌عنوان محور اساسی دین اسلام، تأثیر تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی رفتارها و کنش‌های فردی و اجتماعی دارد و زمینه‌ساز ارتقای کیفیت زندگی فردی و استحکام ساختارهای اجتماعی محسوب می‌شود. با تکیه بر روش تحلیل مضمون آیات قرآن و رویکرد تحلیلی جامعه‌شناختی، ابتدا مضامین مرتبط با تحقق یا تضعیف ایمان توحیدی استخراج گردید و سپس به تبیین نقش این عوامل در فرایند جامعه‌پذیری دینی و انسجام اجتماعی پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد تحقق ایمان توحیدی در گرو تقویت عوامل ایجابی مانند شناخت معرفتی نسبت به آیات الهی، تلاش آگاهانه برای پذیرش و پیروی از حق، تسلیم در برابر آموزه‌های الهی و حضور فعال در عرصه‌های دینی و اجتماعی است. در مقابل، وجود موانعی چون غفلت از دستورات الهی، کم‌توجهی به مناسک عبادی، تحریف آموزه‌های دینی و بی‌توجهی به مسئولیت اجتماعی، عامل افزایش گسست‌های اجتماعی و تضعیف سرمایۀ اجتماعی و اعتماد جمعی در جامعۀ مؤمنان می‌شود. بر این اساس، توجه توأمان به توسعۀ عوامل ایجابی و رفع عوامل سلبی، زمینه‌ساز تحقق جامعه‌ای هم‌بسته بر پایۀ ایمان توحیدی خواهد بود و به رشد هم‌زمان فرد و اجتماع منجر می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تحول تاریخی مفهوم «عین الله» در آرای مفسران متقدم و معاصر: مطالعه‌ای آماری-تحلیلی بر داده‌های تفسیری</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2255.html</link>
      <description>یکی از مسائل چالش‌برانگیز در تفسیر قرآن کریم، نحوه درک آیات صفات الهی است؛ به‌ویژه تعابیری که ظاهر آن‌ها با ویژگی‌های جسمانی انسان سازگار می‌نماید. مفهوم &amp;amp;laquo;عین&amp;amp;raquo; از جمله این موارد است که در آیات متعددی مطرح شده و امکان برداشت جسمانی از آن را به وجود آورده است. این پژوهش با هدف تحلیل دیدگاه‌های تفسیری پیرامون &amp;amp;laquo;عین الله&amp;amp;raquo;، بررسی سیر تحول این تفاسیر و تبیین نقش گرایش‌های کلامی در شکل‌گیری آن‌ها صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی بوده و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، دیدگاه‌های مفسران شیعه و اهل سنت در سه طبقه تثبیتی، تأویلی و سایر تفاسیر طبقه‌بندی و تحلیل شده است. همچنین از جداول و نمودارها برای ترسیم روند تحولات بهره گرفته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که گرایش‌های تفسیری، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری برداشت‌های مفسران از این آیات داشته‌اند. در دوره متقدم، تنوع معانی به‌ویژه در قالب تأویل‌هایی چون &amp;amp;laquo;بمرأی‌منا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بحفظنا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بعلمنا&amp;amp;raquo; قابل توجه است و در هر دو جریان شیعه و سنی، تلاش برای پرهیز از تثبیت معنای جسمانی مشهود است. مفسران این دوره، بسته به گرایش روایی، کلامی، ادبی یا عرفانی خود، معانی متفاوت و گاه متکثر را ارائه داده‌اند. در مقابل، دوره معاصر با کاهش تنوع معنایی و تمرکز بر معنای &amp;amp;laquo;بحفظنا&amp;amp;raquo; شناخته می‌شود که بیشتر در تفاسیر با گرایش‌های اجتماعی، اجتهادی، ادبی و تربیتی دیده می‌شود. این همگرایی تفسیری، نشان‌دهنده تلاش مفسران برای تبیین مفاهیم قرآنی در چارچوب مبانی اندیشه دینی نوین و نیازهای فکری دوران معاصر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل هستی‌شناختی کرامت انسانی و نسبت آن با تفضیل در آیۀ‌ تکریم</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2120.html</link>
      <description>آیۀ تکریم (اسراء/۷۰ )، از آیات بنیادین قرآن در تبیین منزلت انسان در نظام آفرینش است که با دو تعبیر &amp;amp;laquo;تکریم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تفضیل&amp;amp;raquo;، به کرامت ذاتی و برتری انسان بر سایر مخلوقات اشاره دارد. این پژوهش با هدف تبیین هستی‌شناختی کرامت انسانی و تحلیل مفهومی نسبت آن با تفضیل، درصدد قرائتی منسجم و دقیق از آیۀ تکریم است. این تحقیق با روش مطالعۀ کتابخانه‌ای و حل مسئلۀ تحلیلی-تفسیری، مبتنی بر تفسیر موضوعی، به آن می‌پردازد. فهم روشن‌تر از حقیقت کرامت ذاتی و نسبت آن با برتری‌های نسبی انسان می‌تواند پایه‌ای نظری برای بازخوانی نظام ارزش‌گذاری انسانی در قرآن و دفاع عقلانی از مبانی حقوق بشر در نگاه توحیدی فراهم کند. بر اساس یافته‌های پژوهش، کرامت انسان در این آیه، موهبتی الهی، همگانی، غیرقابل سلب و متعلق به ذات نوع انسان است که در وجود همۀ افراد بشر به‌صورت بالقوه نهاده شده است. این کرامتْ تنها در صورت فعلیت یافتن از طریق حرکت اختیاری انسان در مسیر کمال، می‌تواند منشأ بهره‌مندی از حقوق و شئون انسانی گردد. در ادامه، &amp;amp;laquo;تفضیل&amp;amp;raquo; به‌مثابۀ تجلی بیرونی کرامت انسان در مقایسه با سایر مخلوقات تحلیل شده و روشن گردیده است که این دو مفهومْ در نسبت طولی با یکدیگرند. همچنین تفسیر واژۀ &amp;amp;laquo;کثیر&amp;amp;raquo; در عبارت &amp;amp;lt;فَضَّلْناهُمْ عَلى&amp;amp;rlm; کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا&amp;amp;gt; ناظر به فراوانی مفضَّل‌علیه است نه تحدید دایرۀ آن، تا از آن نفی برتری نوع انسان بر برخی مخلوقات مانند فرشتگان را نتیجه گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیبایی‌شناسی هنری آیات فقهی با تاکید بر آیات حجاب</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2125.html</link>
      <description>آیات فقهی قرآن کریم، به‌رغم دارا بودن جلوه‌های زیبایی‌شناختی، عمدتاً تنها از منظر استنباط احکام مورد بررسی قرار گرفته‌اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیل بلاغی و با تمرکز بر آیات حجاب، در پی آن بوده است که نشان دهد این آیات، افزون بر دلالت‌های فقهی، از شبکه‌ای پیچیده و هدفمند از صور خیال و شگردهای بلاغی بهره برده‌اند. که به شکل مستقیم بر تقویت جنبه‌های اقناعی، تربیتی و اخلاقی احکام می‌افزایند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تصویرآفرینی هنری در این آیات، امری تصادفی یا صرفاً تزیینی نیست، بلکه در انسجامی کامل با فضای تشریع احکام، به عنوان لایه‌ای زیرین و مؤثر در راستای تسهیل درک، تأکید بر اهمیت، و ایجاد آمادگی روانی در مخاطب برای پذیرش تکالیف شرعی عمل می‌کند. بر این اساس، ظرفیت‌های تصویری و زیبایی‌شناسانه‌ای همچون مجاز، تشبیه، کنایه، تعدد لفظ و معنا، حذف، تکرار، مقابله، التفات و مشاکله، در این آیات شناسایی و تحلیل شد که هر یک، حلقه‌ای از زنجیره انسجام متن و عاملی در تکمیل فرآیند دلالت معنایی به شمار می‌روند. نوآوری این پژوهش در تلفیق مطالعات بلاغی با محتوای فقهی قرآن و تبیین کارکردهای اقناعی-تربیتی صور خیال در آیات الاحکام است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقادی قرآنی نظریۀ «فقر منابع و ضرورت مهار رشد جمعیت» مالتوس</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2136.html</link>
      <description>توماس رابرت مالتوس، با طرح نظریۀ &amp;amp;laquo;فقر منابع&amp;amp;raquo;، بر این باور بود که جمعیت با نرخ تصاعدی رشد می‌کند، درحالی‌که منابعْ تنها با نرخ حسابی افزایش می‌یابند. نتیجه آن‌که، دیر یا زود جوامع انسانی با شکافی فزاینده میان نیاز و توان تولید روبه‌رو خواهند شد و در پی آن، فقر، قحطی و بیماری به‌عنوان عوامل طبیعیِ تعادل‌بخش، وارد صحنه می‌شوند. این نظریه مبنای بسیاری از سیاست‌های کنترل جمعیت، توزیع منابع و برنامه‌های توسعه در سطح جهانی قرار گرفته است. مقالۀ حاضر با رویکردی تحلیلی، به نقادی این نظریه از منظر قرآن کریم می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نظریۀ مالتوس صرفاً مدل آماری نیست، بلکه بازتاب‌دهندۀ جهان‌بینی خاصی است که نیازمند نقد معرفتی و بازتعریف مفاهیم بنیادین آن از منظر قرآنی است. نظریۀ مالتوس از منظر قرآن با چند اشکال اساسی مواجه است. اولاً فرضِ فقدان حکمت و رزاقیت در نظام طبیعت، مغایر با آموزه‌های قرآنی است که منابع را فراوان و جلوه‌ای از فیض الهی و مسخر و ملازم انسان معرفی می‌کند. رزق مقوله‌ای حتمی و مقدر است و اعمال انسان رابطۀ مستقیم با منابع و میزان برخورداری انسان از نعمات الهی دارد. بنابراین، فقر پدیده‌ای بشری محسوب می‌شود و قرآن سفارش مؤکد در حل این معضل اجتماعی دارد. تصویر انسان به‌مثابۀ مصرف‌کننده‌ای خودخواه، در تضاد با نقش خلیفةاللهی و مسئولانۀ او در نظام قرآنی است. ازاین‌رو جمعیت نه‌تنها تهدید محسوب نمی‌شود، بلکه فرصتی برای آبادانی و عمران زمین به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد معنایی اسماء الهی در پایان آیات سوره مجادله</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2151.html</link>
      <description>انتخاب دقیق اسماء الهی در پایان آیات قرآن کریم، یکی از جلوه‌های اعجاز بیانی این کتاب آسمانی است که انسجام و غنای معنایی سوره‌ها را عمق می‌بخشد. این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد توصیفی و تحلیلی و تأکید بر تحلیل سیاق و محتوای آیات، به واکاوی کاربرد معنایی اسماء الهی در خواتیم آیات سوره مجادله می‌پردازد. هدف پژوهش، روشن ساختن حکمت الهی نهفته در این انتخاب‌های سنجیده و تبیین نقش آن‌ها در تقویت محورهای اساسی سوره، به ویژه مقابله با جریان مخالفت و دشمنی با خدا و پیامبر (ص) و نیز مواجهه با رفتار منافقانه برخی افراد است. نتایج نشان می‌دهد که هر یک از اسماء، با دقت متناسب با محتوای هر آیه برگزیده شده و پیوندی عمیق با پیام کلّی سوره دارد. اسماء الهی در خواتیم آیات فقط جنبه تزئینی یا تأییدی ندارند، بلکه کارکردهایی فعال همچون تأکید بر نظارت کامل خداوند (مانند سمیع، بصیر، علیم، خبیر)، ایجاد تعادل میان شریعت و رحمت الهی (مانند عفوّ، غفور، رحیم)، هشدار و تذکر به معاندان (مانند شهید)، و تضمین پیروزی جبهه حق (مانند قویّ، عزیز) را ایفا می‌کنند. چینش هدفمند این اسماء، ساختار معنایی سوره را منظم ساخته، پیام‌های اعتقادی و تربیتی آن را برای مخاطب پررنگ‌تر و ماندگارتر می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصول و راهبردهای قرآن کریم در مذاکره با دشمن</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2156.html</link>
      <description>مذاکرۀ سیاسی از مهم‌ترین و متداول‌ترین ابزارها و روش‌های دیپلماسی جهت تحقق توافق میان دولت‌ها در حوزه‌های مختلف، از جمله روابط دیپلماتیک و سیاست خارجه است و نقش کلیدی در حصول مسالمت‌آمیز مطالبه‌ها، منافع و آرمان‌های طرفین مذاکره دارد. هر دولت و حکومتی برای دستیابی به توافقی مطلوب با دوست و دشمن، ملزم به رعایت چهارچوب‌های دینی و قانونی خود در جریان مذاکره است. در قرآن کریم اصول و راهبردهایی برای مذاکرۀ دولت‌های اسلامی با دولت‌های موافق و متخاصم مطرح شده‌اند. اما این اصول و راهبردها با صراحت و به‌طور دقیق، بیان و دسته‌بندی نشده‌اند. لذا باید مستند به کتب تفسیر، مفهوم آیات قرآن کریم دراین‌باره استقرا و ارائه شود. ازاین‌رو در پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و مراجعه به معاجم‌ قرآنی و کتب تفسیری، آیات مرتبط با مذاکره جمع‌آوری و دسته‌بندی شدند و از مفهوم آن‌ها اصول و راهبردهای مذاکره استخراج گردیدند. طبق دستاوردهای این پژوهش، راهبردهای مذاکره از منظر قرآن کریم عبارت‌اند از: راهبردهای قبل از مذاکره، راهبردهای زمان مذاکره، راهبردهای پس از مذاکره و راهبردهای مشترک سه مرحله. تمام این راهبردها ذیل چهار اصل قرار می‌گیرند: اصل توحید و ولایت، اصل عزت و اقتدار، اصل عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی، و اصل حکمت و مصلحت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازطراحی زیست مؤمنانه بر پایه ویژگی‌های نظام اخلاقی قرآن‌بنیان</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2265.html</link>
      <description>اخلاق به‌عنوان نظامی رفتاری، روابط انسان با خدا، خود و دیگران را تنظیم کرده و چگونگی زیستن را در ابعاد فردی و اجتماعی بر پایه ملکات نفسانی تبیین می‌نماید. قرآن کریم با ارائه آموزه‌های هدایت‌بخش، بشریت را به سوی رشد و تعالی رهنمون نموده و نظام اخلاقی منسجمی برای بازطراحی زیست مومنانه بنیان می‌نهد. این نظام، با تکیه بر اصول توحیدگرایی، جاودانگی، تکلیف‌گرایی، ارزش‌گرایی، اختیارگرایی، فطرت‌گرایی، ظرفیت بازآفرینی و ساماندهی زیست مؤمنانه را در مواجهه با چالش‌های معاصر ارائه می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیلی نقش ویژگی‌های بنیادین نظام اخلاقی قرآن‌بنیان، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه این ویژگی‌ها می‌توانند زیست مؤمنانه را در مواجهه با چالش‌های عصر حاضر بازطراحی کنند. این مطالعه به بررسی ویژگی‌های کلیدی این نظام می‌پردازد که زیست ایمانی را در جهان معاصر سامان می‌بخشند. روش پژوهش، تحلیلی ـ مضمونی است که با استناد به آیات قرآنی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این ویژگی‌ها، با پیوند میان مبانی نظری و کاربست‌های عملی، نظام اخلاقی قرآن‌بنیان را به الگویی کارآمد برای هدایت تحولات فردی و اجتماعی بر مدار ایمان بدل می‌سازد. چارچوب نظری ارائه‌شده، با تبیین نظام‌مند روابط میان ویژگی‌های اخلاقی قرآن‌بنیان و مؤلفه‌های زیست مؤمنانه، افقی نو برای تعمیق فرهنگ ایمانی در عرصه‌های فردی و جمعی می‌گشاید و می‌تواند مبنایی برای طراحی برنامه‌های تربیتی، آموزشی و فرهنگی متناسب با شرایط جوامع معاصر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی انتقادی دیدگاه قرآن‌پژوهان معاصر دربارۀ غیراجتهادی بودن تفاسیر روایی شیعه</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2018.html</link>
      <description>بیشتر مؤلفان در حوزۀ روش‌ها و گرایش‌های تفسیری شیعه، تفاسیر روایی را تفاسیری غیراجتهادی دانسته‌اند که مؤلفان آن‌ها بدون هیچ نظرورزی، صرفاً به گردآوری روایات، که غالباً به‌طور مستقیم به بخشی از الفاظ و عبارات آیات اشاره دارد، پرداخته‌اند. در این مقاله برآنیم تا با رد دیدگاه یادشده نشان دهیم که مؤلفان تفاسیر روایی شیعه همچون سایر مفسران، در راستای فهم آیاتْ اجتهاد خویش را در بهره جستن از عقل منبعی و ابزاری مصروف داشته و در قالب گزینش منابع و روایات، به بیان دیدگاه‌های تفسیری خود پرداخته‌اند. بهترین روش برای نیل به این هدف، تطبیق این تفاسیر با یکدیگر و توجه به مواضع تمایز آن‌هاست؛ تمایزاتی که نشان از تفاوت دیدگاه یا دغدغۀ صاحبان این تفاسیر دارد. رهاورد تطبیق تفاسیر متقدم و متأخر شیعی (قمی، عیاشی، فرات کوفی، صافی فیض کاشانی، البرهان بحرانی و نورالثقلین حویزی) در حوزۀ مسائل فقهی، کلامی و علوم قرآنی حاکی از تمایز این تفاسیر در یازده مسئلۀ اساسی است: جواز یا عدم جواز تعامل با سلطان، نماز جمعه، خراج، خمس، عصمت انبیا، اعجاز قرآن، مکی و مدنی، ناسخ و منسوخ، تحریف قرآن، اختلاف قرائات و اسباب نزول.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سایه زبان مادری بر فهم متن وحی: چالشی هرمنوتیکی در تفاسیر معاصر فارسی</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2121.html</link>
      <description>تعامل تاریخی زبان قرآن (عربی) و زبان فارسی منجر به وام‌گیری گسترده واژگانی و تحولات معنایی عمیقی در زبان مقصد شده که چالشی جدی برای مفسران فارسی‌زبان ایجاد می‌کند. این پژوهش، با رویکردی میان‌رشته‌ای متشکل از معناشناسی شناختی و مطالعات ترجمه انتقادی، استدلال می‌کند که این وام‌واژگان به مثابه &amp;amp;laquo;تله‌های شناختی-معنایی&amp;amp;raquo; عمل کرده و به &amp;amp;laquo;جابجایی هرمنوتیکی&amp;amp;raquo; در فهم متن قرآن منجر می‌شوند. مقاله حاضر، با هدف مدل‌سازی این سازوکار و از طریق تحلیل کیفی عملکرد ده تفسیر معاصر فارسی، دو وام‌واژه پرچالش &amp;amp;laquo;بریء/برائت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مجنون&amp;amp;raquo; را به عنوان مطالعات موردی بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در مورد &amp;amp;laquo;برائت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چارچوب انقطاع عهدی&amp;amp;raquo; (دلالت بر کنش حقوقی-سیاسی در عصر نزول) در بستر زبان فارسی به &amp;amp;laquo;سَرنمونه عاطفی&amp;amp;raquo; (به معنای بیزاری و نفرت) تقلیل یافته است. در مورد &amp;amp;laquo;مجنون&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چارچوب فرهنگی-باورشناختی&amp;amp;raquo; عصر نزول (منازعه بر سر منشأ وحی: خدا یا جن) به طور کامل جای خود را به &amp;amp;laquo;چارچوب طبی-آسیب‌شناختی&amp;amp;raquo; مدرن (به معنای دیوانگی بالینی) داده است. تحلیل عملکرد تفاسیر، سه رویکرد گونه‌شناسانه (جایگزینی-عرفی، التقاطی-مردد، و فقه‌اللغوی-محافظه‌کار) را آشکار ساخته و اثبات می‌کند که استراتژی &amp;amp;laquo;بومی‌سازی ناخودآگاه&amp;amp;raquo; الگوی غالب در مواجهه با این تله‌هاست. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که زبان مادری مفسر، نه ابزاری شفاف، بلکه یک &amp;amp;laquo;پیش‌فهم&amp;amp;raquo; قدرتمند است که می‌تواند فرآیند تفسیر را به صورت نظام‌مند صورت‌بندی کند. بر همین اساس، مقاله بر ضرورت &amp;amp;laquo;هشیاری هرمنوتیکی&amp;amp;raquo; فعال در مطالعات تفسیری، به منظور صیانت از اصالت معنای وحی، تأکید می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظام واژگانی سورۀ بروج بر اساس سازوکارهای شناختی پایداری بر ایمان</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2139.html</link>
      <description>مطالعۀ معناشناختی واژگان قرآن که به‌گونه‌ای حکیمانه در ساختار منسجم سوره‌ها و آیات جای‌گذاری شده‌اند، امکان دستیابی به شبکه‌ای منسجم از معانی ژرف این کتاب را فراهم می‌آورد. هر سوره در قالب ساختاری هدفمند و گفتمانی خاص شکل گرفته است و نظام واژگانی‌اش متناسب با غرض هدایتی آن، هدفمند سازمان یافته است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و با تمرکز بر معناشناسی واژگان در بستر سورۀ بروج، به واکاوی سازوکارهای شناختی پایداری بر ایمان در برابر فتنه و رنج می‌پردازد. بنابر یافته‌های پژوهش، نظام واژگانی سوره متناسب با گفتمان سوره (تثبیت ایمان در دلِ رنج‌ها) طراحی شده و با واژگان و ترکیباتی منحصربه‌فرد مانند &amp;amp;laquo;بروج، موعود، شاهد و مشهود، شهید، اصحاب الاخدود، قعود، انتقام، بطش، محیط و محفوظ، فوز کبیر&amp;amp;raquo;، پیام پایداری و استقامت را به مؤمنان القا می‌کند. بررسی بیشتر این پژوهش به این نکته انجامید که فضای واژگانی این سوره با ساختاری محافظتی و مراقبتی سازمان یافته است، به‌گونه‌ای که واژه‌ها نه به‌صورت منفرد، بلکه در شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته و در پیوند با فضای گفتمانی سوره، لایه‌های عمیق‌تری از کارکردهای ایمانِ پایدار را بازنمایی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تفسیری آیۀ «فأراه الآیه الکبری» بر پایۀ نشانه‌شناسی رولان بارت و گفتمان قدرت فوکو</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2123.html</link>
      <description>آیۀ &amp;amp;laquo;فَأَرَاهُ الْآیَةَ الْکُبْرَى&amp;amp;raquo; از آیات نمادین قرآن در سورۀ نازعات و بیانگر بخشی از ماجرای تقابل موسی و فرعون است که در طول تاریخ اسلام، طیف گسترده‌ای از تفاسیر و برداشت‌های گوناگون را به خود اختصاص داده است. این پژوهش با روش تحلیلی ـ تفسیری و با بهره‌گیری از چارچوب نظری نشانه‌شناسی رولان بارت و گفتمان‌شناسی فوکو، به بازخوانی چندلایۀ معنایی و گفتمانی این آیه پرداخته است. بررسی حدود یکصد تفسیر نشان می‌دهد که آراء مفسران دربارۀ مفهوم و مصداق آیه در نُه دسته مجزا، از جمله عصا و ید بیضاء، قابل طبقه‌بندی است. تحلیل نشانه‌شناختی، با تفکیک سه سطح دلالت صریح، ضمنی و اسطوره‌ای، آشکار می‌سازد که برداشت‌های مفسران چگونه به تثبیت و بازتولید معانی فرهنگی، اعتقادی و ایدئولوژیک متفاوت انجامیده است. همچنین در رویکرد گفتمان قدرت، رابطۀ تفسیر آیه با ساختارها و نهادهای قدرت دینی، سیاسی و فرهنگی در بستر تاریخی خود بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;الآیةَ الکُبرى&amp;amp;raquo; نه تنها یک معجزۀ جسمانی، بلکه میدان مبارزه‌ای گفتمانی است که بازتاب‌دهندۀ تعامل پیچیدۀ دین، قدرت و فرهنگ در جوامع الهی است. این مطالعه بر اهمیت فهم چندلایۀ معنایی آیات قرآن با رویکردهای میان‌رشته‌ای تأکید دارد و ضرورت توجه به بستر تاریخی و گفتمانی در تحلیل متون مقدس را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تکرار داستان‌ها در قرآن و فرضیۀ سنت‌های مختلف</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2131.html</link>
      <description>مسئلۀ تکرار در قرآن کریم، به‌ویژه در داستان‌های قرآنی، سؤالاتی را دربارۀ چرایی این پدیده ایجاد کرده است. آیا این تکرارها و شباهت‌های مختلف در نقل داستان‌ها نشان‌دهندۀ عدم هماهنگی در متن قرآن و وجود سنت‌های مختلف است یا دلیلی بر تدوین دیرهنگام قرآن و دخالت دیگران در تألیف آن؟ همچنین این موضوع آیا برخلاف سنن و روش‌های معمول در عصر نزول است یا مشابه مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام بوده است؟ یکی از دیدگاه‌های مطرح، فرضیۀ سنت‌های مختلف ونزبرو است که با تکیه بر آن به این نتیجه رسیده که قرآن در دوره‌ای دیرتر تدوین شده است. این نظریه در میان محققان نقد و تحلیل گردیده است. در این پژوهش، ابتدا آرای متفکران اسلامی در مورد تکرار در قرآن بررسی می‌شود. سپس نظریۀ ونزبرو با استناد به آرای برخی مستشرقان نقد می‌گردد. شواهدی از جمله سبک شفاهی قرآن، وجود تکرار در مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام، تفسیر درون‌متنی داستان‌ها در نسخه‌های مختلف نسبت به یکدیگر و ارزیابی داستان با نظر به کل‌نگری سوره‌ها، به‌عنوان دلایلی بر رد دیدگاه ونزبرو در توجیه تکرار نقل‌ها ارائه می‌شود. در نهایت، این تحقیق نشان می‌دهد که تکرارهای موجود در قرآن نه‌تنها توجیه‌پذیرند، بلکه با ویژگی‌های ادبی و تاریخی آن سازگارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی انتقادی تفسیرهای علم‌گرایانه از آیات آفرینش انسان: نقد برداشت‌های تفسیری عبدالعلی‌بازرگان، حسن‌یوسفی‌اشکوری و عبدالصبورشاهین</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2128.html</link>
      <description>تفسیر صحیح قرآن تابع اصول، قواعد و روش ضابطه‌مندی است که به‌کارگیری و رعایت آن‌ها به کشف معنای مورد نظر خداوند از آیات منتهی می‌گردد. برخی از دانشوران علم‌گرای مسلمان، با انگیزه‌های دینی و علمی، به تفسیر قرآن در آیات ناظر به خلقت پدیده‌های جهان و انسان دست زده‌اند. مقالۀ حاضر به بررسی و نقد برداشت‌های تفسیری سه تن از آنان به اسامی عبدالعلی‌بازرگان، حسن یوسفی‌اشکوری و عبدالصبورشاهین می‌پردازد و در ضمنِ این نقدها، اعتبار منطق و روش تفسیری آن‌ها را نیز آشکار می‌کند. این پژوهش در گردآوری اطلاعات، از شیوۀ کتابخانه‌ای و در تحلیل و داوری آرای تفسیری آن سه تن، از روش توصیفی ـ تحلیلی ـ انتقادی بهره برده‌است و با آشکارکردن خطاهای روشی و معرفتی برداشت‌های تفسیری آنان، روش تفسیر صحیح آن آیات را نیز در ضمن نقدهای ارائه‌شده، عرضه می‌کند. یافته‌های پژوهش حاکی از وجود اشتراک در برداشت‌های تفسیری آن‌ها و خطاهای مشابه در روش تفسیری آنان است. برداشت‌های تفسیری هر یک از آنان از آیات مربوط به آفرینش انسان دارای خطاهای متعددی است. بسیاری از این برداشت‌ها دچار ضعف روش‌شناختی هستندکه لغت‌شناسی نامعتبر و غفلت از ارتباط آیات با یکدیگر و ضعف در جمع دلالی آنها بخشی از آن است. خطای دیگرشان این است که برداشت‌های آنان غالباً مبتنی بر پیش‌داوری است و با مسلّم انگاشتن فرضیه تطور انواع معنای مورد نظر خود را از آیات آفرینش انسان جسته‌اند و لذا به‌جای تکیه بر دلالت‌های معتبر آیات، پیش‌فرض‌‌های خود را به آیات تحمیل کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتساب شعر مورد استشهاد سها در نقد قرآن به زید بن عمرو بن نُفَیل</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2132.html</link>
      <description>یکی از دلایل سها در اثبات ادعای خود مبنی‌بر اقتباس قرآن از سایر اندیشه‌ها تکرار مضمون شعر زید بن عمرو در قرآن است. او مدعی است که چون مفهوم مذکور در شعر زید منعکس شده است، ناگزیر این مفهوم قرآنی برآمده از آن است. یکی از روش‌های پاسخ موردی به این ادعا، بررسی انتساب شعر به شاعر است، زیرا با رد انتساب آن به شاعر جاهلی، امکان اثبات تقدم شعر بر قرآن و اقتباس آن از مضمون شعر وجود ندارد. بنابه بررسی انجام‌شده، بیت مذکور از طریق مبرد در تفاسیر آمده، از طریق ابن‌بری در لغتنامه‌ها نقل شده است و کتاب‌های البدایة و النهایة، تاریخ دمشق و سیر أعلام النبلاء نیز آن را آورده‌اند، اما باید گفت که همۀ طرق آن مقطوع است. از سه طریق مغازیِ ابن‌اسحاق نیز فقط در نقل زیاد بن عبدالله بکائی موجود است. در آن، طریق ابن‌اسحاق به زید بن عمرو مشخص نیست و دو مسیر محتمل وی به زید نیز به آل زبیر می‌رسد که اینان در مظانّ جعل شعر با هدف فضیلت‌سازی برای خاندان خود هستند. روایت مفرد هشام بن عروۀ زبیری از پدرش نیز مردود است. همچنین ابن‌اسحاق به ساخت شعر برای افراد متهم است. در طریق اغانی نیز شعر به هشام بن عروه می‌رسد. تمام نقل‌های هشام، چه در اغانی و چه در سیره به سعید بن زید که از جاعلان حدیث &amp;amp;laquo;عشرۀ مبشّره&amp;amp;raquo; است بازمی‌گردد و احتمال ساختگی بودن شعر را تقویت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای نظام احسن مبتنی بر کیفی گرایی، با تأکید بر کار بست واژه «احسن» در قر آن کریم،</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2286.html</link>
      <description>نظام احسن در اندیشه قرآنی ، بیانگر نظم کامل و هدفمند هستی بر پایه حکمت الهی است که در آن تمامی اجزای عالم به بهترین وجه ممکن در مسیر رشد و کمال انسان قرار گرفته‌اند. پژوهش حاضر با هدف تبیین راهبردهای کیفی نظام احسن، به تحلیل محتوای آیات قرآن کریم می‌پردازد که در آن واژه &amp;amp;laquo;احسن&amp;amp;raquo; به‌کار رفته است. روش تحقیق در این مقاله، تحلیل توصیفی ـ تفسیری با رویکرد زبان‌شناسی قرآنی است و بر آن است تا ضمن استخراج مفاهیم کلیدی، نشان دهد چگونه کیفیت‌گرایی در نظام احسن، مبنای تربیت، هدایت، و تعالی انسان محسوب می‌شود. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مفهوم &amp;amp;laquo;احسن&amp;amp;raquo; در قرآن، در سه محور اصلی قابل تحلیل است: ۱. راهبرد فراهم سازی بهترین شرایط رشد؛ ۲. راهبرد مطالبه‌گری بر محور بهترین عملکرد انسانی؛ و ۳. راهبرد انگیزه‌بخشی بر اساس بهترین پاداش‌ها. هم‌گرایی این سه راهبرد، نشان می‌دهد که نظام احسن، بستری برای فعلیت‌یافتن استعدادهای بالقوه انسان و تحقق رشد متناسب با ظرفیت وجودی اوست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی چگونگی تأثیر حالت روحی اضطرار در استجابت دعا با محوریت آیۀ 62 نمل، و صحیفۀ سجادیه</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2140.html</link>
      <description>دعا به‌عنوان نیایشی فطری و برخاسته از عمق وجود انسان، همواره در متون دینی، به‌ویژه قرآن کریم و صحیفۀ سجادیه تأکید شده است. این پژوهش با تمرکز بر آیۀ ۶۲ سورۀ نمل (أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ)، به بررسی سازوکار تأثیر حالت اضطرار در استجابت دعا و کشف دستاوردهای معنوی و روان‌شناختی این پدیده می‌پردازد. با بهره‌گیری از روش توصیفی - تحلیلی و مطالعۀ کتابخانه‌ای، یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که اضطرارْ تنها یک شرط ظاهری برای اجابت نیست، بلکه با ایجاد دگرگونی درونی، مسیر استجابت را هموار می‌سازد. دستاورد نوین این تحقیق، تبیین &amp;amp;laquo;مدل پنج‌مرحله‌ای گذار از اضطرار به استجابت&amp;amp;raquo; بر اساس تحلیل دقیق متون دینی است که شامل مراحل زیر است: 1. احساس درماندگی و تذلل؛ ۲. ابراز درماندگی با تضرع؛ ۳. ناامیدی از غیر خدا و انقطاع قلب؛ ۴. رسیدن به مقام خلوص و صدق نیت؛ ۵. قرب الهی و استجابت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مبانی قرآنی حق بر فراموشی در عصر دیجیتال</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2122.html</link>
      <description>هدف: تبیین و تحلیل مبانی نظری برآمده از قرآن کریم برای مفهوم حقوقی مدرن &amp;amp;laquo;حق بر فراموشی&amp;amp;raquo;. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که آیا آموزه‌های قرآنی ظرفیت لازم برای پشتیبانی از حق افراد مبنی بر کنترل و حذف اطلاعات شخصی گذشته خود در فضای دیجیتال را دارا هستند.روش(ها): پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی بین‌رشته‌ای (فقه، حقوق و مطالعات قرآنی) سامان یافته است. منابع اصلی پژوهش، آیات قرآن کریم و تفاسیر معتبر بوده و برای تحلیل ابعاد حقوقی موضوع، از اسناد و مقالات حقوقی مرتبط، قواعد فقهی و منابع روایی استفاده شده است.یافته(ها): یافته‌ها نشان می‌دهد که مفاهیم قرآنی محوری مانند &amp;amp;laquo;ستر&amp;amp;raquo; (حفظ حریم و پوشاندن خطا)، &amp;amp;laquo;توبه&amp;amp;raquo; (فرصت بازگشت و محو آثار گذشته)، &amp;amp;laquo;عفو&amp;amp;raquo; (گذشت و نادیده گرفتن لغزش)، &amp;amp;laquo;اصلاح&amp;amp;raquo; (بازسازی عملی رفتار) و &amp;amp;laquo;صفح الجمیل&amp;amp;raquo; (گذشت زیبا و کریمانه)، یک چارچوب منسجم اخلاقی-حقوقی را شکل می‌دهند. بر اساس این چارچوب، افراد حق دارند از برچسب‌زنی دائمی ناشی از خطاهای گذشته خود در امان باشند و کرامت انسانی ایشان با فراهم آوردن فرصت شروع دوباره، حفظ گردد.نتیجه‌گیری: آموزه‌های قرآن کریم و سنت اسلامی ظرفیت بالایی برای پشتیبانی نظری و استنباط اصول لازم جهت قانون‌گذاری در حوزه حق بر فراموشی در عصر دیجیتال را داراست. این مبانی می‌توانند به عنوان یک پشتوانه فقهی-اخلاقی قوی برای نظام حقوقی ایران در مواجهه با این چالش جدید به کار گرفته شوند و الگویی جایگزین، مبتنی بر کرامت انسانی، در برابر رویکردهای غربی ارائه دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد نظریۀ ایمان‌گرایی محض کی‌یرکگارد در داستان ذبح اسماعیل بر اساس تحلیل شخصیت حضرت ابراهیم ناظر بر مؤلفه‌های تفکر نقادانه</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2141.html</link>
      <description>ریچارد پاول از اندیشمندان حوزۀ تفکر نقادانه برای ارزیابی صحیح تفکر از مؤلفه‌هایی به نام استانداردهای عقلانی استفاده می‌کند. برخی از این مؤلفه‌ها عبارت‌اند از: درستی، انصاف، وسعت نظر و منطقی بودن. پژوهش‌های‌ انجام‌شده در آموزه‌های قرآنی و دین اسلام نیز بر تفکر صحیح و استدلال‌ورزی دقیق برای برخورداری از ایمان راستین تأکید می‌کنند. اما برخی اندیشمندان ایمان‌گرا همچون کی‌یرکگارد معتقدند که بعضی آموزه‌های دینی مانند ماجرای حضرت ابراهیم و ذبح فرزندش، بر اساس ایمان‌گرایی محض است و اندیشیدن در آن راه ندارد. پژوهش حاضر درصدد نقد نظریۀ ایمان‌گرایی کی‌یرکگارد در این داستان بر اساس بازشناسی شخصیت و شیوۀ تبلیغ حضرت ابراهیم، ناظر بر مؤلفه‌های تفکر نقادانه است. یافته‌های این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی نگارش شده است، وجود مؤلفه‌های تفکر نقادانه در شیوۀ تبلیغ حضرت ابراهیم و برخورداری ایشان از ذهن متفکر نقاد را اثبات کرده است و نظریۀ ایمان‌گرایی محض کی‌یرکگارد را در داستان ذبح اسماعیل نفی می‌کند. همچنین برخلاف ظاهر داستان، مبانی عقلی و منطقی را در تصمیم حضرت ابراهیم نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی معناشناختی واژگان حوزه معنایی ‌«قرار و سکون» در قرآن کریم</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2117.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی تحلیلی و معناشناختی، به مطالعه تطبیقی شش مفهوم کلیدی در حوزه معنایی &amp;amp;laquo;قرار و سکون&amp;amp;raquo; در قرآن کریم شامل: &amp;amp;laquo;استقرار، استواء، سَکَن، عَدْن، لَبْث و مَکْث&amp;amp;raquo; می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین مفاهیم و درک ظرافت‌های بیانی قرآن با روش تحلیلی- توصیفی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که &amp;amp;laquo;استقرار&amp;amp;raquo; دلالت بر ثبات و پایداری مستمر در مکان دارد و نقطه مقابل &amp;amp;laquo;تزلزل&amp;amp;raquo; است. &amp;amp;laquo;سَکَن&amp;amp;raquo; بر آرامش درونی و زوال اضطراب تأکید دارد و در مقابل &amp;amp;laquo;حرکت و پریشانی&amp;amp;raquo; قرار می‌گیرد. &amp;amp;laquo;عَدْن&amp;amp;raquo; نماد اقامتی ابدی و توأم با الفت و نعمت پایدار است. &amp;amp;laquo;لَبْث&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مَکْث&amp;amp;raquo; هر دو بر اقامت موقت و همراه با انتظار دلالت می‌کنند؛ با این تفاوت که &amp;amp;laquo;مَکْث&amp;amp;raquo; بار معنایی &amp;amp;laquo;ثبات همراه با انتظار&amp;amp;raquo; دارد، حال آنکه &amp;amp;laquo;لَبْث&amp;amp;raquo; بر صرف مدت‌گذرانی موقت متمرکز است. &amp;amp;laquo;استواء&amp;amp;raquo; نیز در منظومه‌ای جداگانه قرار دارد و هسته معنایی آن &amp;amp;laquo;تعادل، استقامت و تساوی اجزا&amp;amp;raquo; است. در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که قرآن کریم با دقتی معناشناختی، شبکه‌ای غنی از مفاهیم مرتبط با &amp;amp;laquo;قرار و سکون&amp;amp;raquo; ارائه می‌کند که هر واژه، کیفیت، مدت و شرایط روحی خاصی از اقامت و آرامش را بیان داشته و نگاهی جامع به مراتب مختلف وجود انسان دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتگوهای حضرت هود با کافران در قرآن بر مبنای روش عملیاتی پدام</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2305.html</link>
      <description>تحلیل گفتمان به‌عنوان یکی از رویکردهای نوظهور در علوم انسانی، طی سال‌های اخیر ارتباط گسترده‌ای با دانش‌های قرآنی برقرار کرده است. این رویکرد با تمرکز بر نشانه‌های زبانی و فرازبانی، به دنبال کشف لایه‌های آشکار و پنهان معنا در متن است. در سیر تحول تحلیل گفتمان، بسیاری از مکاتب و نظریه‌ها بر نسبی‌بودن و ناپایداری معنا تأکید دارند حسن بشیر روشی نوین تحت عنوان روش عملیاتی تحلیل گفتمان(پدام) معرفی کرده است که زمینه‌ای برای تحلیل نظام‌مند، فرآیندی فراهم می‌آورد. قرآن به‌عنوان بنیادی‌ترین متن دینی مسلمانان، واجد نظام معنایی منسجم و در عین حال پیچیده‌ای است که بر تقابل‌های بنیادین همچون حق و باطل، ایمان و کفر، عدالت و ظلم، و آزادی و اسارت استوار است. این تقابل‌های دوگانه نه‌تنها ساختار مفهومی قرآن را سامان می‌دهند، بلکه چارچوب اصلی &amp;amp;laquo;گفتمان وحیانی&amp;amp;raquo; را نیز شکل می‌بخشند. پژوهش حاضر در چارچوب فضای فراگفتمانی &amp;amp;laquo;روش پدام&amp;amp;raquo;، به واکاوی گفت‌وگوهای پیامبران با اقوامشان در قرآن کریم می‌پردازد. این فضا، بیش از آنکه به سطح همزمانی گفتمان توجه داشته باشد، به سطح درزمانی و به عبارت دیگر با فرآیند تحول گفتمانی در دوره&amp;amp;rlm;های مختلف توجه دارد. هدف اصلی آن است که از خلال بازخوانی این گفت‌وگوها، صورت‌بندی گفتمان نبوی در بستر تقابل با مخالفان ترسیم شود و ابعاد گوناگون گفتمان نبوی در مقابل گفتمان کفار آشکار گردد. یافته‌ها نشان می‌دهد که گفت‌وگوهای پیامبران با اقوامشان صرفاً روایتی تاریخی نیست، بلکه فرایندی پویا در تولید معناست که از ساختار زبانی تا بافت اجتماعی امتداد پیدا می‌کند و الگویی برای فهم عمیق‌تر گفتمان نبوی در قرآن ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معناشناختی حوزه معنایی «نَشَرَ» در قرآن کریم با تکیه بر پیوندهای مفهومی</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2254.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی معناشناختی حوزه &amp;amp;laquo;نَشَرَ&amp;amp;raquo; و واژگان هم‌خواستگاه آن شامل: &amp;amp;laquo;بَثَّ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شَتَتَ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نَثَرَ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بَعْثَرَ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نَسَفَ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فَرَّقَ&amp;amp;raquo; در قرآن کریم، با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی شبکه معنایی این واژگان پرداخته است. یافته‌های تحقیق که با روش تحلیل مؤلفه‌ای و مقایسه‌ای حاصل شده، نشان می‌دهد که اگرچه تمامی این واژگان در حوزه معنایی کلان &amp;amp;laquo;نَشَرَ&amp;amp;raquo; قرار می‌گیرند، اما هر یک دارای مؤلفه‌های معنایی متمایز و شبکه دلالتی منحصربه‌فردی هستند؛ به گونه‌ای که &amp;amp;laquo;بَثَّ&amp;amp;raquo; بر پراکندگی سازمان‌یافته و کنترل‌شده مانند انتشار موجودات، &amp;amp;laquo;شَتَتَ&amp;amp;raquo; بر تفرق ذاتی و گسست ناهمگن مانند پراکندگی قلوب، دلالت دارد &amp;amp;laquo;نَثَرَ&amp;amp;raquo; بر افشاندن بی‌نظم و غیرقابل بازگشت مانند پراکندگی ذرات، &amp;amp;laquo;فَرَّقَ&amp;amp;raquo; بر جداسازی آگاهانه و ایجاد مرز، و از همین ریشه بر پراکنده‌سازی دلالت دارد. &amp;amp;laquo;بَعْثَرَ&amp;amp;raquo; بر دگرگونی ناگهانی و آشکارسازی کامل در قیامت و &amp;amp;laquo;نَسَفَ&amp;amp;raquo; بر نابودی کامل و برکندن ریشه‌ای دلالت دارد. در این میان، واژه محوری &amp;amp;laquo;نَشَرَ&amp;amp;raquo; با تأکید بر گستردگی تدریجی، احیاءبخشی و حرکت به سوی وحدت مانند زنده شدن زمین و برانگیخته شدن مردگان، در تقابل معناشناختی با سایر واژگان قرار می‌گیرد. نتیجه نهایی آن است که گزینش هدفمند هر یک از این واژگان در بافت‌های خاص قرآنی، نه تنها ظرفیت معنایی این واژگان را در انتقال مفاهیم هستی‌شناختی و معادشناسی نشان می‌دهد، بلکه درک عمیق‌تری از دقائق تفسیری و بلاغی قرآن کریم فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل و راهکارهای درمان «اختلال اضطراب اجتماعی» از دیدگاه قرآن کریم</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2264.html</link>
      <description>اختلال اضطراب اجتماعی از شایع‌ترین اختلالات روانی در جوامع معاصر است که به‌صورت ترس پایدار از ارزیابی منفی دیگران بروز می‌کند و می‌تواند بر اعتمادبه‌نفس، روابط میان‌فردی و مشارکت اجتماعی فرد اثر منفی بگذارد. با توجه به گستردگی پیامدهای روانی و اجتماعی این اختلال، بررسی آن صرفاً در چارچوب روان‌شناسی تجربی کافی نیست و نیازمند نگاهی جامع‌تر بر پایه‌ی جهان‌بینی الهی است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مؤثر بر شکل‌گیری اضطراب اجتماعی و راهکارهای قرآنی در کاهش آن انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که: &amp;amp;laquo;قرآن کریم چه تحلیل و راهکارهایی برای مدیریت و درمان اضطراب اجتماعی ارائه می‌کند؟&amp;amp;raquo;. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است و بر پایه‌ی مطالعه کتابخانه‌ای، بررسی تطبیقی منابع روان‌شناسی اجتماعی و تفسیر موضوعی آیات مرتبط سامان یافته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که عواملی همچون کمال‌گرایی، ترس از قضاوت، تجارب منفی، احساس ناتوانی، ترس از آینده و فقدان معنا، زمینه‌ساز اضطراب اجتماعی‌اند؛ در حالی‌که آموزه‌های قرآنی با مفاهیمی چون توکل، صبر، ایمان به تقدیر الهی و معنا‌بخشی به رنج، سازوکارهایی مؤثر برای کاهش اضطراب و بازیابی آرامش درونی ارائه می‌دهند. بر این اساس، قرآن کریم با تأکید بر تعادل روانی و معنوی، الگویی تلفیقی برای درمان اضطراب اجتماعی در ساحت فردی و اجتماعی عرضه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محدودیت‌های روان‌شناسی در رفع حزن و خوف: مطالعه‌ای تطبیقی با آموزه‌های قرآن کریم</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2253.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین علل ناکامی نسبی روان‌شناسی معاصر در رفع ریشه‌ای دو هیجانِ فراگیر &amp;amp;laquo;خوف&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حزن&amp;amp;raquo;، و ارائه الگوی جایگزین از منظر قرآن کریم انجام شد. در حالی که رویکردهای رایجی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) و پذیرش و تعهد (ACT)، بر مدیریت علائم و سازگاری فرد با رنج تمرکز دارند و بهبودیِ کامل و پایدار را تضمین نمی‌کنند، قرآن کریم افقی فراتر ترسیم می‌کند: دستیابی به مقامی که در آن &amp;amp;laquo;لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ&amp;amp;raquo;. این مطالعه، با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، نشان می‌دهد که بن‌بست روان‌شناسی، ناشی از تکیه بر &amp;amp;laquo;عقلانیت ابزاریِ محاسبه‌گر&amp;amp;raquo; و منابع محدود انسانی است که خود به اضطرابی مضاعف دامن می‌زند. در مقابل، قرآن با ارائه مدلی سه‌لایه، راهبرد &amp;amp;laquo;ابطالِ&amp;amp;raquo; ریشه‌های شناختی رنج را پیش می‌نهد: (۱) در لایه شناختی، با بازتعریفِ &amp;amp;laquo;خیر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شر&amp;amp;raquo; واقعی و انتقال کانون اطمینان از خود به خداوند (توکل)؛ (۲) در لایه رفتاری، با تجهیز فرد به تکنیک‌های عملی مانند ذکر، صبر و احسان؛ و (۳) در لایه وجودی، با نیل به &amp;amp;laquo;سکینه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رضا&amp;amp;raquo; که به تحقق &amp;amp;laquo;نفس مطمئنه&amp;amp;raquo; می‌انجامد. یافته‌ها حاکی از آن است که این مدل، با خروج از محاسباتِ خودمحور و معنابخشی به رنج در پرتو &amp;amp;laquo;ابتلاء&amp;amp;raquo;، نه تنها به مدیریتِ معلول، که به انحلالِ علتِ خوف و حزن نظر دارد و چارچوبی نظری برای الگوهای تلفیقیِ معنوی محور در روان‌درمانی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیوند تصویر و شناخت در تشبیهات سورۀ نور: رویکردی مبتنی بر نظریۀ یادگیری معنادار آزوبل</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2344.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تبیین سازوکار پیوند میان تصویر و شناخت در تشبیهات سورۀ نور و واکاوی نقش آنها در تسهیل یادگیری معنادار مفاهیم تربیتی است. قرآن کریم با بهره‌گیری از تصاویر بلاغی و هنری، مفاهیم انتزاعی و پیچیده را در قالب تشبیه به اشکال حسی و ملموس عرضه می‌کند و از این طریق، مسیر درک، درونی‌سازی و ماندگاری معارف را در ساختار ذهنی انسان استوار می‌سازد. نظریۀ یادگیری معنادار دیوید آزوبل که بر پیوند دانش نوین با ساختارهای شناختی پیشین تأکید دارد، چارچوب نظری پژوهش را تشکیل می‌دهد و امکان تحلیل علمی نقش تشبیهات قرآنی در فرایند آموزش را به‌صورتی نظام‌مند فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و روش تحلیل محتوای کیفی، پنج تشبیه تربیتی موجود در آیات ۳۵، ۳۹ و ۴۰ سورۀ نور را در سه سطح معنایی تصویری، شناختی ساختاری و تربیتی کاربردی مورد بررسی قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این تشبیهات به‌مثابۀ پیش‌سازمان‌دهنده‌های شناختی عمل می‌کنند و با پیوند دادن مفاهیم انتزاعی مانند ایمان، هدایت و تقوا به عناصر محسوس نظیر نور، چراغ و تاریکی، یادگیری عمیق، پایدار و معنادار را تسهیل می‌نمایند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تصویرسازی‌های قرآنی، با فعال‌سازی هم‌زمان ابعاد شناختی و عاطفی مخاطب، زمینۀ انتقال مفاهیم اخلاقی از سطح آگاهی نظری به سطح باور و رفتار را فراهم می‌آورند. بر این اساس، بهره‌گیری از تشبیهات قرآنی می‌تواند الگویی کارآمد و مبتنی بر یادگیری معنادار برای آموزش‌های دینی و تربیتی معاصر ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معناشناسی شناختی جزء ۲۱ قرآن با تکیه بر نظریه تلفیق مفهومی</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2260.html</link>
      <description>گسترش روز افزون معنا‌‌شناسی در دوره معاصر سبب شد تا اشکال مختلف بیانی و سبکی آثار دینی و ادبی مورد بررسی دقیق قرار گیرد و ظرافت‌های آن مشخص گردد. ارتباط میان صورت و معنا از جمله مباحث مهمی است که در چارچوب معناشناسی مورد توجه قرار گرفت و نشان داد که هیچ کدام مستقل از دیگری نیست. در همین چارچوب نظریه تلفیق مفهومی از فوکونیه و ترنر به سال 1993 مطرح شد که ارتباط معانی مختلف با صورت تلفیفی و ترکیبی می‌پردازد و نشان می‌دهد یک معنا چگونه از طریق فرایند تلفیق شکل می‌گیرد. در این نظریه معنای موجود در ذهن مفهوم‌سازی می‌شود و معنای جدید و نو ظهوری از این تلفیق به دست می‌آید. هدف این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی بررسی آیات جزء بیست و یکم قرآن کریم است که از مجموعه مفاهیم مختلف دینی برخوردار است و به مباحثی چون زندگی آخرت و سرنوشت تبهکاران و صالحان و بیان حالت‌های مختلف بشری پرداخته است. نتیجه نشان داد که تلفیق مفهومی برای بیان مسائل ذهنی چون توصیف ویژگی‌های انسان و بیان روابط انسانی و امور به ظاهر غیر عادی و مفاهیم دینی چون معاد و جهاد و غیره به کار رفته است و بسامد شبکه‌های مفهومی در این آیات، شبکه‌های تک منظر و دو منظر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی کنش ارتباطی نوح(ع) با قومش در قرآن و تورات با تکیه بر چهار نظام تعامل لاندوفسکی</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2257.html</link>
      <description>پژوهشِ حاضر به بررسی این مسئله می‌پردازد که چگونه کنش‌های ارتباطیِ حضرت نوح(ع) در روایت‌های قرآن و تورات صورت‌بندی و به‌کار گرفته شده‌اند و اختلافات میان این روایت‌ها چه پیامدهای نشانه‌شناختی و الهیاتی به همراه دارند. با استفاده از چهار نظام تعامل اریک لاندوفسکی (برنامه‌مندی، اقناع/دستکاری، سازگاری، و حادثه) به‌عنوان چارچوب تحلیل، این تحقیق از رویکردی متن‌محور و تطبیقی بهره می‌گیرد تا کنش‌های ارتباطی را نه صرفاً به‌عنوان محتوای روایی، بلکه به مثابه راهبردهای کنشی در دل اقتصاد الهیاتی&amp;amp;ndash;گفتمانی هر متن بررسی کند. تحلیل نشان می‌دهد که قرآن کنش ارتباطی نوح را چندلایه و پویا ترسیم می‌کند: فرمان‌های برنامه‌مند الهی با تلاش‌های طولانی برای اقناع و گفت‌وگوی سازگارانه با قوم همراه می‌شود و در طی آن منابع بلاغی، عاطفی و اخلاقی برای رساندن پیام و برانگیختن ایمان بسیج می‌گردد. روایت تورات، در مقابل، نظامِ برنامه‌مندی را برجسته می‌سازد: فرمان الهی و اجرای دقیق آن توسط نوح در مرکز روایت قرار دارد و صحنه‌های گفت‌وگوی اقناعی با قوم یا بسیار اندک‌اند یا غایب؛ در عوض، اقناع غیرزبانی و عملکردی ــ مانند ساخت طولانی‌مدت کشتی ــ و اعلان‌های قضایی جایگزین گفتار گسترده می‌شوند. در هر دو متن، نظامِ &amp;amp;laquo;حادثه&amp;amp;raquo; ــ یعنی وقوع طوفان ــ به‌مثابه رویداد بزرگ نشانه‌ای عمل می‌کند که تعاملات انسانی را متوقف و معنا را بازتخصیص می‌دهد (داوری، پیمان، و بازآرایی جهان)، هرچند بار معنایی آن در دو متن متفاوت است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مدل لاندوفسکی ابزاری کارآمد برای تحلیل تطبیقی متون مقدس است و می‌تواند پیامدهای مهمی برای الهیات، هرمنوتیک، و نشانه‌شناسیِ اقتدار پیامبرانه داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تطبیقی مفهوم «دخان» در قرآن با تأکید بر ساحت آغازین و پایانی تکوین</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2258.html</link>
      <description>واژۀ &amp;amp;laquo;دخان&amp;amp;raquo; در قرآن کریم در دو موضع بنیادین کیهان‌شناختی به کار رفته است: یکی در ساحت آغازین تکوین به‌عنوان وصفی از وضعیت نخستین آسمان‌ها (فصلت/۱۱)، و دیگری در ساحت پایانی تکوین به‌مثابه نشانه‌ای از عذاب یا تحولی فرجام‌شناختی (دخان/۱۰). این دو کاربرد متفاوت، زمینه‌ساز شکل‌گیری تبیین‌های متنوع و گاه ناهمگون در تفاسیر قرآنی شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به واکاوی ماهیت &amp;amp;laquo;دخان&amp;amp;raquo; در دیدگاه‌های تفسیری پرداخته و نسبت میان این دو ساحت را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مفسران در تفسیر دخان ساحت آغازین تکوین، سه رویکرد اصلی &amp;amp;laquo;طبیعی-روایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کلامی-فلسفی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;علمی-تطبیقی&amp;amp;raquo; اتخاذ کرده‌اند؛ در حالی که در تفسیر دخان ساحت پایانی تکوین، پنج دیدگاه &amp;amp;laquo;تاریخی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فرجام‌شناختی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تأویلی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عرفانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رویکرد جمع‌گرایانه یا قائل به تعدد دخان&amp;amp;raquo; قابل شناسایی است. نتیجه‌گیری پژوهش حاکی از آن است که با وجود تنوع در مصادیق تفسیری، مفهوم &amp;amp;laquo;دخان&amp;amp;raquo; در دستگاه معنایی قرآن از الگویی غایت‌شناختی واحد پیروی می‌کند و در هر دو ساحت، کارکردی آستانه‌ای و تحول‌آفرین دارد: در آغاز، به‌عنوان نماد گذار از عدم یا بی‌تعینی به نظم هستی‌شناختی، و در پایان، به‌مثابه نشانه‌ای از گذار از نظم دنیوی به فروپاشی فرجامین. از منظر سازگاری با سیاق آیات، رویکرد علمی-تطبیقی در تفسیر دخان آغازین و رویکرد فرجام‌شناختی در تفسیر دخان پایانی، انطباق بیشتری با ظاهر آیات و مفاهیم کیهان‌شناختی قرآن نشان می‌دهند. بر این اساس، دخان آغازین و دخان پایانی را می‌توان دو جلوه از یک حقیقت واحد دانست که هر دو بر نقش مرزی و تحول‌ساز این مفهوم در هندسۀ هستی دلالت دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد قرآنی مشروع‌انگاری عملیاتهای انتحاری (با تمرکز بر نقد آراء مسلم جودت)</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2269.html</link>
      <description>وجوب جهاد -فی الجمله- یکی از احکام ضروری اسلام است که افزون بر برخورداری از خاستگاه قرآنی و روایی، مستند به حکم عقل و بنائات عقلائیه می باشد. اما آنچه امروزه جهان اسلام، شدیدا از آن رنج می برد عملیاتهای انتحاری است که با عنوان جهاد فی سبیل الله در بین مسلمین و در اماکن عمومی، مساجد و مشاهد مشرفه انجام می‌شود چه آنکه این مسأله، سبب شده تا اتهام خشونت طلبی و تروریسم به نادرستی متوجه مسلمانان و مکتب اسلام گردد و اسلام به عنوان دینی جنگ طلب معرفی شود. این آسیب آنگاه تشدید می شود که اشخاصی در صدد تئوریزه کردن و مستند ساختن آن به آموزه های دینی برآیند تا از این رهگذر، مشروعیت آن را در مراتب مختلف فرض، ندب، سنت و ... اثبات نمایند. از این رو تحقیق و پژوهش در جهت نقد چنین تئوری هایی از ضرورتی اجتناب ناپذیر برخوردار است. تحقیق حاضر سعی دارد تمسک عالم وهابی، مسلم جودت - به عنوان نمونه‌ای از تفکر وهابیت - را در مشروع انگاری چنین عملیات‌هایی، بر پایه استناد به آیات قرآن و با روش توصیفی-تحلیلی و عمدتا با تمرکز بر تفاسیر و آراء عالمان و مفسران اهل سنت نقد نماید؛ بررسی آیات اذن جهاد و تفاسیر اهل سنت نشان داده است که عملیات‌های انتحاری در بین مسلمانان مصداق جهاد فی سبیل الله نبوده و توجیه قرآنی ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معنایی سوره مبارکه «الفجر» با رویکرد رمزگان پنجگانه رولان بارت</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2256.html</link>
      <description>یکی از راه‌های نوین فهم متن قرآن، استفاده از ابزار نشانه‌شناسی برای کشف رمزگان‌هایی است که سازوکارهای تولید معنا را در متن فعال می‌کنند. سوره مبارکه فجر یکی از غنی‌ترین سوره&amp;amp;lrm;های قرآن در زمینه نشانه‌شناسی است. این پژوهش با تکیه بر نظریه رمزگان‌های پنج‌گانه رولان بارت، به روش تحلیلی به بررسی رمزگان هرمنوتیکی، کنشی، نمادین، فرهنگی و معنایی در این سوره پرداخته است. هدف از این مطالعه، کشف ساختارهای پنهان معنایی در سطوح مختلف دلالت لایه‌های معنایی و تحلیل مناسبات نشانه‌ای موجود در لایه‌های زبانی، تاریخی و بینامتنیتی آیات است.بر اساس یافته‌های این پژوهش،رمزگان هرمنوتیک نشان می‌دهد که با طرح معماهای که در اثر قسم‌های مکرر در آغاز سوره آمده، وقوع رستاخیز را یک امر انکار ناپذیر می‌داند.رمزگان کنشی بیانگر آن است که سرانجام سرکشانی همانند فرعون، عاد و ثمود با قهر الهی مواجه خواهد شد ضمن اینکه کنش‌های که در قالب موهبت‌های الهی است و پاداشی برای نیکوکاران است نیز بیان گردیده است.رمزگان معنایی میدان وسیعی معنایی برای برخی واژگان ایجاد کرده است که مخاطب را در معرض مجموعه‌ای از برداشت‌های معنایی قرار می‌دهند واژه‌های همانند&amp;amp;laquo;الفجر&amp;amp;raquo; که واژه‌ای به ظاهر زمانی، به یکی از پرتراکم‌ترین واژگان معنایی سوره تبدیل می‌شود.رمزگان فرهنگی با یادآوری از سرگذشت اقوام و طغیانگران، تشویقی است به دوری از تکبر و افعال ناپسندی که سرانجام بدی در پی خواهد داشت و در نهایت رمزگان نمادین در پی آن است که با ایجاد تقابل‌های معنایی تصویری روشنی از لایه‌های معنایی ترسیم نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی و تحلیل انواع تناسب معنایی فواصل با محتوای آیات در تفسیر نمونه</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2266.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین و طبقه‌بندی انواع روابط معنایی میان جملات پایانی (فواصل) آیات قرآن کریم و محتوای آنها، بر اساس تفسیر نمونه، انجام شده است. پرسش محوری عبارت است از این‌که نگاه مفسران در یکی از مهم‌ترین تفاسیر فارسی معاصر به فواصل قرآنی و ارتباط معنایی آن‌ها با محتوای آیات چگونه است؟ آیا می‌توان نوع نگرش آن‌ها را به عنوان یک مدل ارتباط معنایی ارائه کرد؟ این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد متن‌محور انجام شده است. داده‌ها با گزینش هدفمند آیاتی از تفسیر نمونه که در آنها مفسران به ارتباط فاصله و محتوا تصریح کرده‌اند، گردآوری و سپس بر اساس اشتراکات معنایی در دو دسته اصلی &amp;amp;laquo;مناسبت‌های ساختاری-موضوعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مناسبت‌های مخاطبی-کنشی&amp;amp;raquo; دسته‌بندی و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در تفسیر نمونه، فواصل آیات دارای کارکردهای معنایی متنوع و ساختاریافته‌ای هستند. این کارکردها در حوزهٔ مناسبت‌های ساختاری-موضوعی شامل تأکید، تعلیل، تفسیر و تبیین، تکمیل‌سازی و نتیجه‌گیری می‌شود. در حوزهٔ مناسبت‌های مخاطبی-کنشی نیز کارکردهایی همچون تشویق، تحذیر، تهدید، تسلیت و دلگرمی و سرزنش مشاهده می‌گردد. این پیوندها نه‌تنها به انسجام درونی آیات کمک می‌کنند، بلکه به عنوان ابزاری تفسیری برای توضیح مقاصد الهی و هدایت مخاطب به کار می‌روند. در نتیجه این مطالعه باید اذعان نمود که توجه به رابطهٔ معنایی فاصله و محتوا در تفسیر نمونه، الگویی نظام‌مند برای درک لایه‌های عمیق‌تر معانی قرآنی ارائه می‌دهد. دسته‌بندی ارائه‌شده در این پژوهش می‌تواند مبنایی برای مطالعات تطبیقی در سایر تفاسیر و نیز تقویت روش‌های تحلیل متن در حوزهٔ علوم قرآنی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تربیت امیدمحور در سوره یوسف؛ (تحلیل دلالت‌های تربیتی با رویکرد تفسیر موضوعی)</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2323.html</link>
      <description>این مقاله با هدف استخراج و تبیین مدل &amp;amp;ldquo;تربیت امیدمحور&amp;amp;rdquo; از سوره مبارکه یوسف، به عنوان &amp;amp;ldquo;احسن القصص&amp;amp;rdquo;، نگاشته شده است. در دنیای امروز، تقویت امید به عنوان یک سازه روان‌شناختی و معنوی اهمیت فراوانی دارد. داستان حضرت یوسف (ع) ظرفیت‌های ویژه‌ای برای پرورش این فضیلت حیاتی ارائه می‌دهد.این تحقیق با استفاده از روش توضیفی- تحلیلی و با کمک تفسیر موضوعی به تحلیل آیات سوره یوسف و بررسی تفاسیر معتبر پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد که امید در این سوره، فضیلتی پویا و کنش‌مدار با ریشه در جهان‌بینی توحیدی است. شش مضمون اصلی امید شناسایی شده‌اند: امید در رؤیا، مواجهه با مکر، زندان و سختی‌ها، جدایی، رحمت الهی و بازگشت به حق.بر اساس این مضامین، هفت اصل کلیدی برای &amp;amp;ldquo;تربیت امیدمحور&amp;amp;rdquo; استخراج گردید: ۱) ایمان به غیب، ۲) صبر و استقامت، ۳) توکل به تدبیر الهی، ۴) نگاه فرجام‌بینانه، ۵) فعال‌سازی ظرفیت‌های فردی، ۶) پرهیز از یأس، و ۷) نقش قصه‌گویی در تقویت امید.مدل مفهومی &amp;amp;ldquo;تربیت امیدمحور قرآنی&amp;amp;rdquo; که از این اصول استخراج شده، چارچوبی نظری و کاربردی برای پرورش امید در انسان معاصر ارائه می‌دهد و می‌تواند به توسعه نظریه‌های بومی تربیت اسلامی و طراحی برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی تحلیلی دلالت های واژگانی قرآن پیرامون «دادخواهی»</title>
      <link>https://qd.razavi.ac.ir/article_2279.html</link>
      <description>یکی از مهمترین اهداف بعثت انبیاء و نزول قرآن برقراری عدالت در سطح فرد و جامعه و رفع ظلم است. در بسیاری از موارد تحقق این اصل مهم در سایه دادخواهی میسر می شود. از این رو تمامی دعاوی و شکوائیه ها و محاکم قضایی مبتنی بر دادخواهی می باشد. از آنجا که شناخت ابعاد مختلف دادخواهی در قرآن کریم در ابتدا نیازمند بازشناسی واژگان مرتبط با آن می باشد. این پژوهش با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی از طریق گردآوری داده ها و اطلاعات با کمک منابع کتابخانه‌ای، در صدد کشف هندسه واژگانی مرتبط با دادخواهی در قرآن کریم برآمده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مفهوم دادخواهی در قرآن فراتر از نگاه فقهی و حقوقی، مفهوم عامی است که حاکی از نوعی کنش انسانی همراه با فریاد و درخواست است. گرچه واژه دادخواهی و معادل آن مانند تظلم در قرآن بکار نرفته است اما مفهوم دادخواهی را می‌توان از دل واژگانی مانند: اشتکاء، تحاکم، استصراخ، استغاثه، نداء، قول و انتصار به دست آورد. مشروط به اینکه بارمعنایی فریاد و درخواست را داشته باشند که در این صورت به دلالت مطابقی و تضمنی بیانگر دادخواهی خواهند بود. اقزون برآن واژگانی مانند ظلم، اختلاف، مشاجره و منازعه نیز به دلالت التزامی بستر ساز دادخواهی هستند. پژوهش پیش رو با نگاه فرا حقوقی و با هدف کشف و تحلیل و بررسی مصداقی واژگان مزبور در قرآن کریم سامان یافته است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
