Document Type : Review
Author
-
Abstract
هدف پژوهش حاضر سنجش جبههبندیهای نوین منطقهای در غرب آسیا بر اساس مبانی قرآنی «تولی و تبری» با رویکرد مطالعه تطبیقی محور مقاومت و پیمان ابراهیم است. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تفسیر موضوعی قرآن میباشد. با جستجوی واژگان «ولی»، «ولایت»، «بری» و «برائت» در قرآن و مراجعه به تفاسیر معتبر (المیزان، نمونه، فی ظلال القرآن، المنار)، شاخصهای عینی در سه سطح اعتقادی، رفتاری و سیاسی استخراج و دستهبندی شدند. فرایند استخراج شاخصها در قالب جدولی شفاف ارائه شده و دیدگاههای فقهی تفسیری مخالف (مانند جواز عادیسازی به استناد صلح حدیبیه) نقل و نقد گردیده است. چارچوب طراحیشده بر دو مطالعه موردی متقابل، یعنی «محور مقاومت» و «پیمان ابراهیم»، با تحلیل اسناد رسمی، بیانیهها و اقدامات عملی تا سال ۲۰۲۶ اعمال شده است. برای پرهیز از مغالطۀ «تقیه مضاعف»، معیاری یکسان برای سنجش «صدق اضطرار» تدوین و به طور متقارن برای هر دو جبهه به کار گرفته شده است. همچنین پایبندی به اصل عدالت با استناد به گزارشهای سازمان ملل و عفو بینالملل ارزیابی شده است. یافتهها نشان میدهد که محور مقاومت در ۸ شاخص از ۱۱ شاخص (۷۲٪) همخوانی قوی تا متوسط دارد، در حالی که پیمان ابراهیم در ۱۰ شاخص از ۱۱ شاخص (۹۱٪) در تضاد آشکار با مبانی قرآنی است. نتایج پژوهش چارچوبی علمی و نسبیگرا برای تحلیل مشروعیت دینی ائتلافهای منطقهای فراهم میکند و نشان میدهد که آموزههای قرآنی تولی و تبری همچنان توانایی تبیین و داوری درباره تحولات سیاسی معاصر را دارند.
Keywords
Main Subjects